***گرهمسفر عشق شدی مرد سفر باش / هم منتظر
حادثه و فکر خطر باش ***
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط
|
براي عشق تمنا كن ولي خار
نشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.
براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.
براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط
|
: از سوسک مي ترسيم............ ....از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم. از عنکبوت ميترسيم............ ....از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم............ ....از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم. از سرما خوردگي ميترسيم............ ....از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم............ ....از شکستن دل ادما نميترسيم
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط
|
ماجرا از زمانی آغاز شد که پلیس فرانسه در یک حمله
شبانه به یک کلوب تعدادی دختر را بازداشت کرد. در بین دختران بازداشت شده،
دختری 18ساله حضور داشت که پس از بازداشت اعلام کرد با سه بازیکن مشهور و
معروف فرانسه ارتباط جنسی داشته است! و این رابطه زمانی بوده است که کمتر
از 18سال داشته و این یک جرم سنگین به شمار میرود!!زاهیا زهر دختری است که
اعلام کرده با فرانک ریبری 27ساله (بازیکن تیم بایرن مونیخ)، کریم بنزما
22ساله (بازیکن رئال مادرید) و سیدنی گوو 30ساله ارتباط داشته است!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط
|
زندگی اجباریست...مرگ انتظار است...عشق یکبار
است...جدایی دشوار است...یاد تو تکرار است..
+ نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط
|
هنوز هم در دنیای خوشبخت من لحظه ی آمدنت بارانیست
روزی كه آمدی باران می بارید
نمی دانم ! تو با باران آمدی ؟
یا باران با تو ؟
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط
|
عشق يعني اينکه تو باور کني
مي تواني يک نفر را خر کني
کذب را هنگام فعل مخ زني
آنچنان گويي که خود باور کني
با دروغي جور شد گر امر خير
راست را هرگز مبادا شرکني
عشق همچون طايري توخالي است
راست گر در آن رود پنچر کني
مي شود چون موم در دستت اگر
از خودت حرف قلمبه در کني
مي تواني گر چه هستي بي سواد
شعرهاي خوشگلي از برکني:
"تن مپوشانيد از باد بهار”
نقل قول از شخص پيغمبر کني
"بر سر عشاق گو طوفان ببار”
چتري از اغراق را بر سر کني
"خيز و جهدي کن چو حافظ تا مگر”
وصف جام و باده و ساغر کني
بعد يک مقدار تمرين، کذب محض
مي شود جاري چو لب را تر کني
مي شود او عا شق تعريف هات
اندکي لب را اگر ترتر کني!
نزد اختر چون که بنشيني مباد
وصف چشم و ابرو ي زيور کني
پيش زيور نيز چون هستي مباد
نقل رنگ گيسوي آذر کني
روي هم رفته نبايد پيش زن
صحبت از معشوقه اي ديگر کني
از دروغت خار گل ميگردد و
مي شود تقديم يک جيگر! کني
گر پسر هستي بيابي دختري
يا اگر هم دختري، شوهر کني
- – -
اينچنين عشقي است عشق پرفروغ
زندگي روي ستونها ي دروغ…
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط
|
- به سلامتي درخت! نه به خاطرِ ميوش، به خاطرِ
سايش.
- به سلامتي ديوار! نه به خاطرِ بلنديش، واسه اينکه هيچوقت پشتِ آدم
روخالي نميکنه.
- به سلامتي دريا ! نه به خاطرِ بزرگيش، واسه يکرنگيش.
- به سلامتي سايه ! که هيچوقت آدم رو تنها نميذاره.
- به سلامتي پرچم ايران ! که سهرنگه، تخممرغ! که دورنگه، رفيق ! که
يهرنگه.
- به سلامتي همه اونايي که دوسشون داريم و نميدونن، دوسمون دارن و
نميدونيم.
- به سلامتي نهنگ ! که گندهلات درياست.
- به سلامتي زنجير ! نه به خاطر اينکه درازه، به خاطر اينکه به هم
پيوستس.
- به سلامتي خيار ! نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «يار»ش.
- به سلامتي شلغم ! نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.
- به سلامتي کرم خاکي! نه به خاطر کرمبودنش،به خاطر خاکيبودنش
- به سلامتي پل عابر پياده! که هم مردا از روش رد ميشن هم نامردا !
- به سلامتي برف! که هم روش سفيده هم توش.
- به سلامتي رودخونه! که اونجا سنگاي بزرگ هواي سنگاي کوچيکو دارن.
- ميخوريم به سلامتي گاو ! که نميگه من، ميگه ما.
- به سلامتي دريا! که ماهي گنديدههاشو دور نميريزه.
- به سلامتي سنگ بزرگ دريا!که سنگاي ديگه رو ميگيره دورش.
- به سلامتي بيل! که هرچه قدر بره تو خاک، بازم برّاقتر ميشه.
- به سلامتي دريا! که قربونياشو پس ميآره.
- به سلامتي تابلوي ورود ممنوع! که يه تنه يه اتوبان رو حريفه.
- به سلامتي عقرب! که به خواري تن نميده.
(عرض شود که عقرب وقتي تو آتيش ميره و دورش همش آتيشه با نيشش خودش
ميکُشه که کسي نالههاشو نشنوه(
- به سلامتي سرنوشت ! که نميشه اونو از "سر" نوشت.
- به سلامتي سيم خاردار! که پشت و رو نداره
_________________
کوروش
تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامـــگـهـت غـــرقــه بـه زیـــر آب اسـت
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط
|
ایرانی ها میگن از دل برود هر آنکه از دیده رود !!!
فرانسوی ها میگن آنکه از دیده میرود به دل ما نزدیکتر است !!
حالا به نظره شما کدوم درست تره؟؟؟
کاری با ایرانی یا فرانسوی نداشته باشین حرفه دله خودتو بگو لطفا؟؟؟
_________________
سه غم آمد به جانم هر سه یک
بار ، غریبی ، اسیری و غم یار .
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط
|